صفحه اصلی | سیاسی | معرفی آخرین فیلم گلشیفته فراهانی

معرفی آخرین فیلم گلشیفته فراهانی

توسط
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
معرفی آخرین فیلم گلشیفته فراهانی

اژدها وجود دارد (THERE BE DRAGONS)
 

انتخاب فیلم اژدها وجود دارد، برای معرفی، دلایل مختلفی دارد که در ادامه مطلب به آن ها خواهم پرداخت. اما مهم ترین دلیل برای این انتخاب، بازی هنرمندانه بازیگر جوان ایرانی، گلشیفته فراهانی، در یکی از نقش های اصلی این فیلم است.

نقشی که اگر مهم تر از فیلم قبلی این بازیگر (Body of lies)  نباشد، چیزی از آن کم ندارد و به دلیل تفاوت ساختار و موقعیت نقش برای یک بازیگر ایرانی در سینمای جهان اهمیت بیشتری دارد.  در این فیلم گلشیفته، نه به عنوان یک ایرانی یا  زنی متعلق به خاورمیانه، بلکه به عنوان همسر یک خبرنگار اسپانیایی با نقشی الهام بخش و بدون بار منفی ناشی از ملیتش، معرفی می شود.

 

"اژدها وجود دارد"، عنوانی ماورایی دارد و پوستر اصلی این فیلم هم مردی تفنگ به دست را نشان می دهد که در میانه آتش جنگ، رو به آسمان دارد. به همین سبب در برخورد اول، تماشاگری که فیلم را برای دیدن انتخاب می کند بیشتر از جنس تماشاگر علاقه مند به فیلم های اکشن است. اما با تماشای فیلم متوجه می شویم که ژانر فیلم اکشن نیست. بلکه با یک بیوگرافی روبرو هستیم که در غالب درام تعریف می شود.

رولند جافه (Roland Joffe)، کارگردان فیلم، پیش از این دو فیلم پراهمیت "ماموریت" و" کشتزارهای مرگ" را در کارنامه خود دارد که هر دو فیلم در زمان ساخت، کاندید جایزه اسکار بودند.

فیلم، داستان خبرنگار جوانی را حکایت می کند که از طرف سردبیر روزنامه اش مامور می شود در مورد کشیشی به نام "خوزه ماریا اسکریوا" (با بازی (Charlie Cox تحقیق کند. کشیشی که به عنوان بنیان گذار فرقه کاتولیک اوپوس دی (opus dei) از طرف کلیسای رم کاندیدای دریافت لقب قدیس شده است*.

روبرت، خبرنگار جوان (با بازی Dougray Scott) ضمن انجام تحقیقاتش با مورد عجیبی مواجه می شود. او می فهمد پدرش، مانولو (با بازی Wes Bentley) که اکنون در بیمارستانی در مادرید بستری و در حال مرگ است، دوران جوانی و کودکی مشترکی با کشیش مورد تحقیق او داشته. با این حال هیچ گاه در این مورد با او سخن نگفته است. اگرچه در طول سال های گذشته هیچ گاه رابطه خوبی میان پدر و فرزند برقرار نبوده.

مانولوی پیر تقاضای ملاقات روبرت را نمی پذیرد، اما تصمیم می گیرد داستان عجیب زندگی خود و خوزه ماریا را از طریق ضبط صوت برای فرزندش روایت کند.

از این جا با دو روایت موازی روبرو هستیم . یکی داستان امروز فیلم که در سال ۱۹۸۳ می گذرد و دیگری فلاش بکی به گذشته که از زبان مانولوی پیر روایت میشود، و از کودکی مشترک او و کشیش خوزه ماریا آغاز شده و به جوانی آن ها در میانه جنگ های داخلی اسپانیا می رسد. جنگی که نقشی تعیین کننده در زندگی هر دوی آن ها می گذارد. اوج ماجرا در سال ۱۹۳۰ می گذرد. آن جا که خوزه ماریا به عنوان یک کشیش و موسسس فرقه اوپوس دی و مانولو به عنوان یکی از طرفداران فاشیست ها درگیر منازعات سیاسی هستند. مانولو به عنوان یک جاسوس فاشیست وارد یکی از گروه های متشکل از جوانان جمهوری خواه می شود . در آن جا برای اولین بار در زندگی مرتکب قتل می شود و  برای اولین بار عشق را هم تجربه می کند.عاشق یک دختر مجار می شود، اما دختر عشق او را رد می کند. چون او به فرمانده جوان و جذاب گروه چریکی خودش عشق می ورزد. راز سربه مهر زندگی مانولوی پیر که در آستانه مرگ از آن رنج می برد در همین جا شکل می گیرد.

طی سلسله ای از حوادث، دختر و پسر جوان هردو به واسطه مانولو به قتل میرسند، اما از آن ها فرزند پسری به جا می ماند، که پس از گذشت ۵۰ سال، مانولوی پیر در بستر مرگ،  آرزومی کند طلب بخشش او را به خاطر قتل پدر و مادرش بپذیرد.

در صحنه پایانی فیلم روبرت جوان پس از آگاهی از راز دهشتناک زندگیش و پس از صحبت با همسرش (با بازی گلشیفته فراهانی) که او را به بخشش پدر فرا می خواند، و از او می خواهد که این آخرین شانس را به پدرش بدهد، تصمیم می گیرد بخشش را جایگزین نفرت از پدر کند.

فیلم که بر اساس تعلیمات فرقه کاتولیک اوپوس دی و بر مبنای زندگی بنیان گذار این فرقه ساخته شده و  از سرمایه گذاری و نظرات برخی از بزرگان این شاخه کلیسای کاتولیک نیز برخوردار بوده، تلاش می کند تا برخی از تعالیم این فرقه را  در لایه های درونی فیلم به تصویر بکشد. عنوان فیلم به نوعی از همین تعلیمات گرفته شده است.  بر اساس آموزش های "اوپوس دی"، هر انسانی در درون خود با چند اژدها روبرو است که برای رسیدن به رستگاری  باید بر آن ها غلبه کند. تعدادی از این صفات که از آن ها تعبیر به اژدها می شود در بخش هایی از داستان فیلم مستتر هستند. به عنوان مثال عدم بخشش. در جایی از فیلم که مخالفین سلطنت و کلیسا، پدر مقدس را به قتل می رسانند، خوزه ماریا دوستانش را به دعا دعوت می کند و از آن ها می خواهد که برای قاتل پدر مقدس هم دعا کنند.

در بخش های دیگری از فیلم هم به صفاتی چون "شک"، "تنها بودن" و "خود خواهی" اشاره شده و آن ها را به عنوان صفات درونی که مانع پرهیز گاری انسان هستند معرفی می کند.

نکته جالب در مورد کارگردان فیلم این است که او فلسفه فکری خود را اگنوتیسم (Agnotism) یعنی منکر وجود خدا می داند. با این حال در پاسخ به این سوال که چرا موضوع مذهبی داستان زندگی یک قدیس را دست مایه داستان فیلم خود قرار داده می گوید:

«من دنبال این نبودم که ایرادات این مرد را پیدا کنم. اگرچه او ایراد های زیادی داشت.اما آن ها مشکلات چندان عمده ای نبودند. خوزه ماریا انسانی است که در اوج یک جنگ داخلی وحشتناک و درست در زمانی که به نظر می رسد حتا خدا هم سکوت کرده، با تلاش های معنوی خود نشان داد که هر انسان می تواند یک قدیس باشد و شایسته عشق ورزیدن. او این تفکر را زندگی کرد. این یعنی قدیس. و من فکر می کنم این داستان ارزش تعریف کردن را داشت.»

هنگامی که از جافه پرسیده شد که به نظر می رسد او در این فیلم بیشتر به دنبال طرح سوال است تا ارایه پاسخ، او در جواب گفت:

«پرسش های من در این فیلم پرسش هایی هستی شناسانه است، ازاین قبیل:

این که ما می گوییم انسان هستیم چه معنایی دارد؟

زنده بودن ما دارای چه مفهومی است؟

در آخرین لحاظات زندگی و تنها دقیقه ای قبل از مرگ چه عملی از ما سر می زند؟

دوست داریم در این زندگی چه چیز هایی به دست بیاوریم؟

و در نهایت این که چه چیزی به ما این احساس را می دهد که به خود بگوییم زندگی ارزش زندگی کردن را داشت؟

کار من همیشه روی چنین سوالاتی متمرکز است. مکاشفات این فیلم نشان می دهد که چگونه این سوالات با ارتباط بین آدمها ، نقش اجتماعی  سیاسی آن ها و حتا ایمانشان در هم می آمیزد.»

فیلم اگرچه با بودجه ۳۰ میلیون دلار و فروش حدود 3 میلیون دلار (که می تواند به علت پخش منطقه ای و محدود آن باشد) یک فیلم شکست خورده به حساب می آید، با این حال فیلمی است که ارزش دیدن را دارد. کارگردانی جافه همچون فیلم های قبلی او کم نقص است. فیلم برداری و بازی ها و همچنین ضرباهنگ مناسب فیلم هم از نقاط مثبت فیلم به حساب می آیند. و در نهایت بازی گلشیفته فراهانی که این بار  نقش یک شخصیت الهام بخش را ارایه می دهد، سبب می شود دیدن این فیلم برای ما ایرانی ها اهمیت ویژه ای پیدا کند.

در این فیلم، عشق، بخشش، رابطه پدر و فرزند، عاشق بودن و مورد عشق قرار گرفتن، ابرازعشق و شنیدن پاسخ منفی، درد، گناه، رنج، شک، کشتن و کشته شدن را در کنار هم مشاهده می کنیم. فیلم در مورد مفاهیمی است که انسان ها با افتخار آن ها را با هم قسمت می کنند و مهم تر از همه مکانی است برای طرح سوالات فراوان و اندیشیدن به پاسخ آن ها.

سرانجام در سال 2002 و توسط پاپ ژان پل دوم به این لقب مفتخر شد.

ارسال به Post on Facebook Twitter Balatarin

Subscribe to comments feed نظرات (5 نوشته شد)

avatar
فیل سوف 28/08/2011 17:21:47
ما یک بابایی هستیم آمدیم چند صباحی در این دنیای دون زندگی کنیم بعد هم بپوکیم برویم پی کارمان. این که دیگه فل سفه نداره. میلیاردها موجود زنده به نام آدم هم قبل از ما آمده اند چند صباحی بوده اند و بعد هم پوکیدند رفتند پی کارشان. ما هم مثل قبلی ها. به همین سادگی.
avatar
29/08/2011 01:09:00
این مرده کجاش جوونه؟ این همه چین و چروک داره بابا!! این یه مرد سمنه که زن جوانی داره...با توجه به داستان فیلم هم پنجاه ساله است.یعنی یه پا پیرمرده:)
avatar
29/08/2011 01:12:12
تصحیح شد:یه مرد مسنه که زن جوون داره! دقت کن!
در ضمن به نظر نمی رسه نقش گلشیفته هم خیلی مهم باشه یکی دو جا وارد میشه و آقاهه رو نصیحت می کنه و بعد غیب میشه.گنده ترهاش هم امثال نیکول کیدمن در حد معشوقه و زن قهرمان اصلی وارد میشن دیگه اینکه گلی خودمونه!!
avatar
03/09/2011 08:53:56
آگنوستیسم منکر وجود خدانیست بلکه نه معتقد است نه منکر تئیست خداباور است و ایتئیست خداناباور ولی آگنوستیست نه منکر است و نه معتقد
avatar
محسن 14/10/2012 21:35:44
یه نفر دربارۀ این متن نظر نداد
مجموعه نتایج: 5 | نمایش: 1 - 5

نظر خود را بنویسید

  • Bold
  • Italic
  • Underline
  • Quote

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha

ارزیابی این خبر

4.29
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
ارسال به Post on Facebook Twitter Balatarin