یاعلیِ "آقا" و عذرخواهی از ملا محمد باقر مجلسی
خدا مرا نبخشد که چقدر به ملا محمد باقر مجلسی بد گفتم. خدا مرا نبخشد که چقدر این عالِم ربّانی دورانِ صفوی را به خاطر ساده لوحی اش دست انداختم. خدا مرا نبخشد که به خاطر نقل برخی چرندیات خرافی در بِحارالاَنوار به او نسبت حماقت دادم. خدا مرا نبخشد که هر بار به کتاب حلیةالمتقین اش نگاه می کردم و به نظرِ امامان مان در باب بوسیدن فَرْج زنان و انگشت کردن به فلان جای کنیزکان می رسیدم (*) او را نفرین می کردم که آخر این چه حرف هایی ست که از زبان امامان مقدس نقل می کنی و مردم را نسبت به اخلاق و سلامت رفتارِ آن بزرگواران بدبین می نمایی؟
اعتراف می کنم که هر چه کتاب و مطلب و مقاله در این زمینه می خواندم آدم نمی شدم و مثل بچه سرتق ها می گفتم مرغ یک پا دارد و بر جهالت و نادانی ام پای می فشردم.
اعتراف می کنم که مطلب مُمَتِّع جناب استاد احمد مهدوی دامغانی را که بر حاشیه ی «شاهدخت والاتبار شهربانو» نوشته بودند و آقای میلاد عظیمی آن را در آویزه هایش نقل کرده بود خواندم و بر این بدبینی پای افشردم. خواندم این جملات را و به روی مبارک ام نیاوردم: "این ناچیز تذکر و توضیح بسیار لازمی را که امیدوارم مورد اعتنا و توجه حقیقت جویان از اهل دانش و کمال قرار گیرد، ضروری می شناسد و آن اینکه از اواسط دهۀ اول قرن حاضر، تنی چند به صورت دانش دوستان و خیراندیشان، اما نه بر سیرت ایشان (استعاره از شیخ اجل سعدی) به کتاب شریف بحار الانوار که به راستی دائرةالمعارفی از کلیه مسائل و موضوعات و مطالبی است که در آن کتاب آمده است و به مؤلف آن، شخص شخیص علامه محمد باقر مجلسی دوم رضوان الله علیه و قدّس الله تربته، خصومت می ورزند و اخیراً بر این جنجال و هیاهو، آن جواد کم سواد حرّافِ پر مدّعایی که بیش از سی سال است در حکم نگار به مکتب نرفته و خط ننوشته ای، به غمزه مسأله آموز جمع کثیری از ساده دلان که در عین حال در تقوی و سادگی و خوش باوری آنان شکی نیست گشته است، یعنی مرحوم علی شریعتی، بسیار دامن زده است...".
حتی سخنان مرحوم استاد علی دوانی –که در طول عمر پر برکت شان 80 جلد کتاب در همین زمینه ها نوشته و منتشر کرده اند- بر منِ جاهل تاثیر نکرد و رَطْب و یابِس را تفکیک ننمودم. (**)
واقعا نمی دانم چه به دکتر شریعتی بگویم که جسارت به مُرده نشود. چه بگویم که از مقام خباثت آمیزش کم نشود. من امروز با گردن کج و نهایت شرمندگی از روح مرحوم علامه مجلسی عذرخواهی می کنم. از اصحابِ صِحاحِ سِتَّه –جناب بخاری، جناب اشعث سجستانی، جناب ماجه، جناب ترمذی، جناب نسائی، و جناب قشیری نیشابوری- که همواره احادیث شان را مورد تردید قرار می دادم به شکل رسمی عذرخواهی می کنم.
من به آن چه که دکتر مسعود انصاری خائن در صفحات 178 تا 182 از کتاب ضاله ی "شیعه گری و امام زمان"، در رابطه با "زایش امام زمان" نقل کرده تا آن را بکوبد یقین می آورم که:
"[علامه ملا محمد باقر] مجلسی ادامه می دهد، در همان کتاب، به نقل از «حسین بن حمدان» خوانده است که هر زمانی که «حکیمه خاتون» عمه [امام] حسن عسکری او را دیدار می نموده، دعا می کرده است، خداوند فرزندی به او دهش کند. تا اینکه روزی [امام] حسن عسکری به حکیمه خاتون می گوید، عمه آنچه تو پیوسته از خدا برای من آرزو می کردی، امشب زایش خواهد یافت... حکیمه خاتون نزد نرجس می رود، اثری از بارداری در او نمی بیند... [امام] حسن عسکری لبخندی می زند و اظهار می دارد، ما امام ها مانند افراد عادی مردم در شکم های مادرانمان قرار نمی گیریم و از راه رحم زایش پیدا نمی کنیم، بلکه در پهلوهای مادران خود جای می گیریم و از ران راست مادرانمان خارج می شویم... هنگامی که سوره انا انزلنا را بر [نرجس] خواندم، جنین او نیز با من شروع به خواندن کرد. سپس جنین به من سلام نمود. چون صدای او را شنیدم وحشت کردم. اما [امام] حسن عسکری اظهار داشت: «عمه از کار خدا شگفتی مکن!». هنوز سخن امام پایان نیافته بود که نرجس از نظرم ناپدید گشت. گوئی میان من و او پرده ای آویخته شد... هنگامی که بازگشتم، مشاهده کردم پرده... برداشته شد و نوری از وی درخشیدن می کرد که دیدگانم را خیره نمود. سپس طفلی را مشاهده کردم که مشغول سجده است. آنگاه طفل روی زانو نشست و در حالی که انگشتان خود را به سوی آسمان گرفته بود اظهار داشت: «اشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریك له و أن جدی رسول الله و أن ابی امیرالمومنین وصی رسول الله»(***). پس از آن تمام امام ها را نام برد تا به خودش رسید، سپس گفت: «اللهم أنجز لي وعدي و أتمم لي أمري وثبت وطأتي وملأ الأرض بي عدلاً و قسطا»(***) «خداوندا! آنچه به من وعده داده بودی مرحمت کن، و امرم را به پایان برسان، جایگاهم را محکم نما و بوسیله من زمین را پر از عدل و داد کن!»"...
الله الله! الله الله! من متوجه این همه حقیقت نبودم و به قول قرآن بر قلب و دل من مُهر خورده بود. بالاخره دلِ من با معجزه ای که در اواخرِ قرن بیستم اتفاق افتاده بود و من امروز –در اوایلِ قرن بیست و یکم- از طریق یوتوب و سایت خودنویس به آن پی بُردم فکِّ پلمب شد و نور حقیقت بر من تابیدن گرفت. آری. رهبر معظم ما موقع زاییده شدن گفته بود: "یا علی!" و وقتی ایشان می تواند "یا علی" بگوید، و این موضوع را هم شخص ثقه ای مثل قابله ی مقام معظم تائید فرموده است، چرا امام زمان ما نتواند جملاتی را که فرد ثقه ای مانند علامه مجلسی در کتاب اش آورده بگوید؟ می دانم شما هم مثل من دیرباورید اما مطمئن هستم اگر ویدئوی زیر را ببینید شک و تردید در وجودتان ریشه کن خواهد شد. یا علی!:
* "از حضرت امام موسى عليه السلام پرسيدند كه اگر در حالت جماع جامه از روى مرد و زن دور شود چيست؟ فرمود باكى نيست باز پرسيدند اگر كسى فرج زن را ببوسد چون است؟ فرمود باكى نيست. از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند كه اگر كسى زن خود را عريان كند و به او نظر كند چون است؟ فرمود كه مگر لذتى از اين بهتر مي باشد و پرسيدند كه اگر به دست و انگشت با فرج زن و كنيز خود بازى كند چون است؟ فرمود باكى نيست اما به غير اجزاى بدن خود چيزى ديگر در آنجا نكند...".
** "استاد علي دواني در ادامه ضمن اشاره به دستاويز قرار دادن بعضي مطالب و احاديث جلد 13 بحارالانوار (چاپ قديم در مجلدات جديد اين دسته از احاديث در جلدهاي 51 تا53 بحار الانوار قرار دارد) توسط عده اي، به دليل وجود احاديث ضعيف و يا ناصحيح گفت: علامه مجلسي در تدوين كتاب بحار الانوار كوشيده است تا همه احاديثي كه در موضوعات خاص وجود داشته را جمع آوري كند و خود بعضي از اين احاديث را با عباراتي چون: بيان، ايضاء، توضيح مشخص و بقيه را به آيندگان واگذار كرده تا رطب و يابس را از هم تفكيك كنند و احاديث را جرح و تعديل نمايند." «خبرگزاری شبستان»
*** چون دکتر انصاری در یک جمله ی عربیِ ده بیست کلمه ای و ترجمه ی آن، ده بیست غلط املایی و ترجمه ای داشتند، لذا جمله و ترجمه ی آن را از نو نوشتم که با آنچه در کتاب او آمده به خاطر تصحیح اغلاط متفاوت است.



ای بخشکد این دین نامنزه!!!
که الفبایش از روز نخست بوسیله همان اورنده ئ کودک گرایش, روی سکس بنا نهاده شده است و لاغیر.
رزمجو!
فصل نهم : در معالجه امراض اندرونى و قولنج وبادها و آزار معده و سرفه
منقول است كه شخصى بحضرت امام جفعر صادق عليه السلام شكايت كرد، از درد سينه حضرت فرمود، كه طلب شفا بكن از قرآن زيرا كه حقتعالى ميفرمايد، كه فيهِ شفاءٌ لِما فِى الصُّدُورِ يعنى در قرآن شفا هست براى آنچه در سينه هاست .
از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه شخصى بخدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد، گفت برادرم از درد شكم آزار دارد، فرمود كه بگو اندكى عسل با آب گرم بخورد، روز ديگر آمد، گفت خورد و نفع نكرد فرمود كه برو و باز عسل بده بخورد و هفت مرتبه سوره حمد نزد او بخوان ، چون آن شخص رفت فرمود كه برادرش منافق است ، باين سبب خوردن عسل او را نفع نبخشد.
خدمت برادر محترمی که دعا خیرش مبنی به عاقبت بخیری برای همه امده است, اول اینکه سلام اللعلیک! ثانیا, بدنیست معروض بدارم که:
والله اسلام دین متکاملی نمیباشد.
بلکه خشن ترین و با تزویر ترین اعتفادی است که فقط با در دست گرفتن قدرت, چهره واقعی خود را به نمایش درمیاورد.
اگر اجازه داشته باشم به حضرتعالی توصیه میکنم که زندگی اورنده ان یعنی حضرت محمد بن عبدالله ( ص ) را که به پیامبر کودک گرا شهرت دارد, مورد مطالعه دقیق قرار دهید.
١٤ جمادی الاولی ١٤٣٢ رزمجو!
من چند سال است که خواننده کشکول شما در سایت گویا هستم و حالا هم گویای من . ولی انتقادی که بر شما و همه اصلاح گران دینی دارم اینست که بحث روشنگری دینی را فقط محدود کرده اید به سخنان همین آخوندها ازکلینی و مجلسی گرفته تا همین سید ! آنجا که نقد قرآن پیش می آید انگشتتان را گاز میگیرید و نعوذ بالله میگویید و مقاله دفاعیه درست مثل حرفهای همین آخوندها مینویسید . نمونه اش هم اگر یادتان بیاید بحث اکبر گنجی درباره لوط بود و اینکه چطور یک پیغمبر خدا با اینکه میداند همشهریانش همجنس باز هستند دخترانش را به آنها عرضه میکند و شما در جوابیه اکسپرسی نوشتید .. بله آقای گنجی منظور ازدواج بوده است !!!! ولی از خودتان سوال نکردید اگر منظور ازدواج بوده مگر 2 یا 3 تا دختر را میتوان به عقد یک شهر در آورد ؟!!! باز هم بگویم که برای شما خیلی احترام قائلم فقط بخاطر مطالعه زیادتان ولی باید باید قرآن نقد شود همان کتابی که از 1400 سال پیش تاکنون دارد بخاطرش خون ریخته میشود
خدمت همشیره و یا اخوی محترمی که ضمن ابرازمحبت, اینجانب را نیز مورد سوال قرار داده اند.
منظور راقم ازبکار بردن صفت کودک گرا برای حضرت خاتم النبیا محمد بن عبدالله ( صلوات ....... ) مشهور به پیغمبر کودک گرا, مشخصا *** بچه باز *** بوده, است و خواهد بود.
نظر به اینکه امروزه معمولا صفات ناپسند بشکل قبل مورد استفاده علما و مراجع عالیقدر تقلید در دین مبین اسلام عزیز بکار گرفته نمیشود, از اینرو مستحب است که شخص مسلمان شرط احتیاط را همواره مد نظر بگیرد.
با احترام,
الاثنين 14 جمادى الاولى 1432 هـ ق/ رزمجو
چون مسلمان میرود بیت الخلا
سر به پوشاند که فارغ از بلا
چون شود داخل گذارد پای چپ
حال خواهد روز باشد یا که شب
دائما لعنت کند شیطان و جن
ورنه کی اید برون با زور ان
چون نشیند او بخواند این دعا
انی و العذی و الغذی در ثنا
سنت است بنهاده پای راست دور
تکیه بر چپ بعد از ان مشغول زور
چون به دشواری برون غایط شود
در حدیث است این دعا باید رود
پشت هم یا طیبا فی عافیه
بعد از ان یا خیثا فی عافیه
یک فرشته در خلا باشد سفیر
تا سرت را اورد دائم به زیر
تا ببینی مرغ و ماهی را چه شد
کاهو و نعنا ع و شاهی را چه شد
عبرت مسلم نظاره بول اوست
من نگو.یم مجلسی را قول اوست
گر مسلمانی تو استبرا کنی
وای بر تو گر که استهزا کنی
شرح استبرا فقیهان گفته اند
بچث ها کردند و انرا سفته اند
بهر استبرا سه عامل متقن است
هر سه انها ز اعضای تن است
اولی کون است و هم بهر ادب
مقعد ش نامیده اند یا للعجب
دومی .... است مومن را ذکر
گر که بیدار است و خواب ان بی پدر
سومی هم ان میان انگشت خویش
حال حاضر بهر استبرا به پیش
چون که زشت است ما بقی را بس کنم
تف بر این اندیشه وا بس کنم
هر کسی انکار ارد فاسق است
این روایت از امام صادق است
آقایان :
ان فراماسونری که کار کشور را به اینجا کشاند:
فراماسونری مارکسیست های روسی است !
اسلام وقتی با استالینیسم همخوابه شد به ابزار حکومت ماجراجویانه ، رادیکال ، ضد غرب و دموکراسی ، حذف کننده ، باج دهنده به کشور مافیایی مادر ، هوادار اقتصاد دولتی ، هوادار نظام تک حزبی ، شکنجه گر ، کودتاچی ، قهار ، متجاوز به حقوق بندگان خدا ، توجیه کننده مال اندوزی ، توطئه گر ، .... تبدیل شد .
اسلام رحمانی بود ، آنگونه که بازرگان و طالقانی میگفتند ، هوادار بحث آزاد و مخالف شکنجه بود آنگونه که بنی صدر میگفت ، هوادار شورا بود آنگونه که طالقانی و بنی صدر و بازرگان میگفتند ، با ثروت اندوزی و حاکمیت یک طبقه به نام روحانیت مخالف بود آنگونه که شریعتی میگفت .
حتا ایت الله خمینی و دکتر بهشتی و مطهری با این اسلام مارکسیستی که رفسنجانی با حزب توده سر هم کرد و به کمک خوئینی ها و بهزاد نبوی و دانشجویان خط امام کردند از ماتحت ملت ایران فرو که از حلقوم آنها به در آمد ، مخالف بودند ! حد اقل ان اوایل از این اسلام صحبتی نبود . اگر مردم آنرا به اشتباه با نظامی که خود میخواستند یکی دانستند و انقلاب کردند به خاطر این بود که واقعا شبیه نظام های دمکراتیک آنرا توجیه کردید .
نمونه عملی آنهم موجود است : طبیب اردوغان در ترکیه ، مهاتیر محمد در مالزی !
اما شما یک دیکتاتوری مارکسیستی روسی را به نام اسلام با استفاده از آیات و احادیث به صورت تحریف شده حاکم کردید .
آیا هیچ فکر کرده اید چرا توده ایها و فدائیها و کاسترو و چاوز از شما خوششان می اید ؟ اما از بازرگان ، بنی صدر ، مصدق ، اردوغان ، ... نفرت دارند ؟ حتا علی لاریجانی و مطهری و توکلی را به خاتمی و کروبی و نوری ترجیح میدهند ؟
چه دلیلی دارد که اینها که ضد اسلام هستند از شما حمایت میکنند ؟ آیا جز این است که شما اسب بارکش آنها هستید ؟
شما را مثل اسد و قذافی و صدام به کشتارگاه میبرند ، اینها متخصص کشاندن رژیم ها به دیکتاتوری و بعد کودتا یا تجزیه مملکت و تصرف ان هستند . اینها شاه سویس درس خوانده را به تک حزبی کشاندند و جو را چنان تروریستی کردند که راهی جز دیکتاتوری برای او نماند . بعد با همان تبلیغات ضد دیکتاتوری، ضد آمریکایی به کمک شما آمدند و او را سر به نیست کردند . اینها دولت ملی مصدق را با کمک انگلیس و امریکا و شوروی سرنگون کردند . اینها بازرگان و بنی صدر را با بلوا در ترکمن صحرا ، کردستان ، خوزستان ، دانشگاه و اشغال سفارت امریکا سر نگون کردند .
موسوی را مقابل خاتمی ، خاتمی را مقابل کروبی ، همه آنها را مقابل عبد الله نوری ، قرار دادند . از آنطرف علی لاریجانی را مقابل احمدی ، رفسنجانی را مقابل خامنه ای ، و حالا دنبال رو در رو قرار دادن احمدی و خامنه ای هستند .
آیا از خود پرسیده ا ید ، چرا وقتی کوبا و چاوز و برزیل و ویتنام و روسیه و چین و اروپای شرقی دنبال غرب و امریکا و بازار آزاد میروند اینها به شما میگویند بر عکس بروید ؟
چرا باید شما مقابل امریکا و غرب باشد تا روسیه منافع آنرا ببرد ؟
چرا شما را با این عربها در انداخته اند تا روسیه برنده ان باشد ؟
چرا باید شما بیش از عربها ، نگران عربها باشید ؟
آیا این احمقانه نیست که عربها باشما دشمن هستند که چرا شما از منافع آنها دفاع میکنید ، در حالیکه اسرائیل و امریکا هم به همین دلیل با شما دشمن هستند ؟
شما از منافع چه کسی حمایت میکنید وقتی خود عربها نمیخواهند در مسائل آنها دخالت کنید ؟
چرا سیاست ورزی را از ترکیه نمی آموزید ؟
این عبارا ت مارکسیستی روسی مثل : لیبرال ، امپریالیسم ، غرب زده ، سرمایه داری جها نخوار ، صهیونیسم بین الملل ، ..... از کجا به اسلام وارد شده ؟
همه دنیا ادبیات سیاسی شان را عوض کردند ، حتا همان مارکسیست ها ! شما این مزخرفات را از کجا آورده اید ؟
داخل شما فراماسونری مارکسیست های روسی نفوز کرده . ریش گذاشته اند و اسلام اسلام میکنند . اسلام دین رحمت و برابری و برادری است . نه با مالکیت خصوصی مخالف است ، نه با شورا ، نه با آزادی دین و بیان . حق الناس را بالاتر از حق خدا میداند ! چگونه چنین حق مردم را مثل نظامهای مارکسیستی زیر دست و پای قدرت له میکنید ؟ اینهمه فساد و ارتشا و دیکتاتوری و به زور مردم را به بهشت کشاندن را از کجای اسلام در آوردید ؟
در ارتباط با مسئله یاعلی من فکر می کنم ایشان که اینجوری به دنیا آمدند حتما ا.ن هم با کلاه شاپو و دستمال یزدی و کفش پاشته خوابیده آمد و گفت ننه پستوناتو گاز میگیرم من ا.ن بی تربیت و لات آخه لات هم اسم یکی از خدایان اعراب بوده ایشان هم لات هستند موقع بدنیا آمدن فریاد زد منم لات آمدم تا جهان را به لجن بکشم .
اندکی صبر سحر نزدیک است
نظر خود را بنویسید