صفحه اصلی | سیاسی | صمدآقا، هنوز در پی لیلا ست

صمدآقا، هنوز در پی لیلا ست

توسط
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

رادیو فردا برنامه ای بنام : پرویز صیاد از رویدادهای مهم سال میگوید, را پخش کرد.

در بخشی از این برنامه آقای صیاد ضمن شادباش گفتن (بخاطر عقب نماندن از قافله!!!) برنده شدن فیلم جدایی نادر از سیمین در اسکار امسال, برنده شدن این فیلم را بدین گونه توجیه کردند:

آقای صیاد سینمای فعلی (همه سینمای ایران) را با وزارت امور خارجه دولت جمهوری اسلامی مقایسه کردند و گفتند, که کارمندان آن هم بخشی از دولت هستند و حتی در بعضی موارد به مردم کمک میکنند.

مقایسه سینمای رنجور و تکه تکه شده ایران را ما همه جوره شنیده بودیم, ولی این نمونه دیگر بقول درون مرزی ها, واقعا, ترکوند!!!

آقای صیاد, نه شما قبل از انقلاب کارمند دربار و یا سخنگوی پادشاه بودید و نه هنرمندانی چون بهمن قبادی, فرهادی, و .... کارمندان جمهوری اسلامی هستند.

جایگاه والای پرویز صیاد در هنر تئاتر وسینمای قبل از انقلاب ایران, کاملا شناخته شده است و به جرائت میتوان گفت, که ایشان با خلق کاراکتری بمانند صمد آقا, نمونه ای بی مثال را در تاریخ ثبت کرده اند. آثار سینمایی او(در امتداد شب) و یا بازیگری بینظیر ایشان را در دائی جان ناپلئون, بی رقیب توصیف کرد.

ایشان, هم مثل خیلی از هنرمندان به خود تبعیدی و یا تبعید اجباری رفتند. جدایی هنرمند از مردم و فرهنگش, به هر علتی که باشد, در کارهای او اثر میگذارد. این اثرها فقط و فقط در کارهای آقای صیاد مشاهده نمیشود. نمونه های دیگر آن را میتوان در بین خیلی از هنرمندان تبیعدی یافت.

آقای صیاد, سینمای ایران  فقط از آقای ده نمکی و شریفی نیا و سلحشور و ...  تشکیل نشده است. سینمای فعلی ایران هم مثل جامعه درون مرزی و برون مرزی, از طیف های بسیار گوناگونی تشکیل شده است. همه را به یک چوب راندن نه صحیح است و نه حرفه ای.

چرا یکباره آقای صیاد کل سینمای ایران را با سینمای شلنگ تخته ای آقای ده نمکی و یا وزارت خارجه جمهوری اسلامی می سنجد, این سئوالی است که فقط خود ایشان میتوانند پاسخ دهند.

آیا چنین اظهارنظرهایی, دلیلی برای شکوه کردن هنرمندانی چون پرویز صیاد, پرویزکاردان و اردلان سرفراز و ایرج جنتی عطائی و ..... نیست که , جامعه برون مرزی تابحال نتوانسته است, آنطور که شایسته و برازنده این هنرمندان است, از آنها تقدیری انجام دهد.

نظام هنرکش بعد از کلی از این هنرمندان درون مرزی را وادار به گوشه گیری و انزوا کرد, تا دق مرگ شدند.
خبری دوماه پیش در سایت های مجازی خواندم ,که آقای نادر طریقت کارگردان فیلم درخشش در دومین اکران فیلم درخشش با اشک جلوی پای بانو پوری بنائی هنرپیشه سینمای ایران زانو زد و هر ۲ اشک ریختند!
همین زانو زدن کارگران فعال در جمهوری اسلامی مقابل خانم پوری بنائی, یک درام زیبا, ولی تلخ بود. این چند دقیقه زانو زدن و اشک ریختن, برابر چندین ساعت افشاگری ما به اصطلاح روشنفکران برون مرزی بود.

این هنرمندان درون مرزی, اعم از شاعر, نویسنده, رمان نویس, بازیگر, کارگردان, خواننده و .... با تحمل شدیدترین سانسورها و فشارها, چنین آثاری را خلق میکنند. نمیشود در غرب که ثقل آزادی بیان است , زندگی کرد و خواستار خلق آثاری شد که, عملا نه از تیغ سانسور عبور میکنند و نه به خالقش مجال نفس کشیدن میدهند.

هر جامعه ای را باید با معیارهای حاکم آن سنجید. درست است که آزادی بیان و هنر و .... نباید تابع عرف و یا دین ویا سیستم حکومتی باشد, ولی باید در این میان واقع بین بود و از امکانات موجود حداکثر استفاده را برای خلق آثاری هنری استفاده کرد.

چرا نمیشود از این هنرمندان برجسته برون مرزی و حتی درون مرزی تقدیری کرد. چرا ما ایرانیان باید بعد از فوت این مفاخیر, سر قبر و یا مقبره شان, از آنها تقدیر بعمل بیاوریم؟


صمدآقا به لیلایش نخواهد رسید, پس تا دیر نشده, باید از این نوع طایفه هنرمندان, قدردانی کرد.


ارسال به Post on Facebook Twitter Balatarin

Subscribe to comments feed نظرات (9 نوشته شد)

avatar
م افق 28/03/2012 00:41:31
سینما در ایران دولتیست و یکی از اهرمهای تبلیغاتی میباشد. این فیلم درام دسته دوم یا سوم (حتی با معیارهای کنونی خود دولت) با
پول و سرمایه گذاری دولتی ساخته شده و هزینه زیادی صرف تبلیغ ان در کشورهای دنیا شده است. مسئله شرایط بد هنرمندان نمیتواند
و نباید دلیلی برای مشروعیت بخشیدن به فیلم صادراتی حکومت باشد.
avatar
Irani 28/03/2012 02:00:27
تنها چيزی را كه ميتوانم بگويم اين است كه آقای پرويز صياد از همان چيزی رنج ميبرد كه صادق هدايت سالهای پيش در رابطه با فرهنگ و مردم عامی ايران رنج ميبرد .
avatar
آرش 28/03/2012 04:13:33
با مقاله موافقم. باید این رسم نامبارک مرده پرستی را از بین برد و از زنده های شایسته و لایق تقدیر کرد.
avatar
م افق 28/03/2012 04:13:49
صمد اقا! هنوز به لیلا عشق بزرگ خود نرسیده ولی برای رسیدن به او تن به هر ذلتی نیز نداده.
avatar
lella zamani 29/03/2012 19:39:29
با درود
انگار خود سایت گویا هم سانسور چی است و مطلب ارسالی من را در بخش نظرات این مطلب قرار نگرفت و در ارشیو قرار گرفت. چون با نظر نویسنده مطلب مغایر بود پس لطفا دم از رسانه ازاد نزنید
avatar
lella zamani 30/03/2012 07:01:47
حالا به حساب خودتون این که گفتم شما سانسور چی هستید را چاپ کردید بگید ما ازاد یم وسانسور نمی کنیم ازاد هستیم وهر مطلبی را چاپ می کنیم حتی بر علیه خودمون و قصیه را لوس کنید اون مطلب که ضد جمهوری اسلامی و عواملش بود را گذاشتید کنار این روش ها دیگه کهنه شده من جای دیگه ای متن را چاپ می کنم و در بالاترین هم می گذارمش ولی...
avatar
saeed 30/03/2012 19:50:28
سلام

صحبت‌های بعضی‌ از افراد چه هنرمند و چه غیر هنرمند چنان است که گویی تمام ۷۵ میلیون آدمی‌ که در ایران زندگی‌ میکنند و به هر دلیلی‌ آنجا مانده اند کارمندان و سینه چاکان جمهوری اسلامی هستند.تاثیر یک فیلم مثل مارمولک و یا دو فیلمی که تحت فشار حزب‌ا‌لله از اکران آنها در نوروز امسال جلوگیری به عمل آمد چندین صد برابر اعلامیه‌های خارج از مرز فلان سازمان سیاسی است.باید از جناب صیاد پرسید راهپیمایی ۱-۲ میلیونی سال ۸۸ نتیجه مبارزات چه کسی‌ است همانها که در ایران ماندند و کشته دادند و به زندان رفتند یا کسانی که از خارج مبارزه میکنند.من نمیخواهم کوشش‌های سازمان‌ها و مبارزات آنها و افراد برونمرز را نفی کنم ولی‌ بی‌ انصافی نیست که هر آنچه در ایران صورت میگیره را به حساب جمهوری اسلامی بریزیم.

یک سوال دیگر هم مرا به خود مشغول می‌کند و آن این است که چرا این همه هنرمند برونمرز قادر نیستند با خلق یک اثر هنری برتر به مصاف هنرمندان وابسته درونمرز بروند راستی‌ چرا؟
avatar
محمد رضا 31/03/2012 01:28:12
اقای سایه چرا بی انصافی می کنید پرویز صیاد خود تبعید کرده نیست اخه چگونه می توان درون این رزیم سرتا پا جنایت که از همان ابتدا سر جنگ با هنر داشت به کار هنری پرداخت دوست عزیز تعارف نکن تمام کسانی که ماندن یا مجبور شدن به خیلی از محدویت های این رزیم ضد فرهنگ تن در دهند ویا بدتر خانه نشین شدند فقط پرویز صیاد نیست که از سینما کنار گذاشته شد .همه می دانیم تمام هنر پیشه های تراز اول ایران کنار گذاشته شدند وکسانی که با رزیم همکاری کردند کم نیستند نمونه اش اقای داود رشیدی است که در همین دوران که دیگر کوس روسوائی رزیم همه جا زده شده راه افتاده همراه اقای لاریجانی که بگوید در ایران چیزی اتفاق نیفتاده واز این رزیم وجنایاتش دفاع کند .اقای لاریجانی که در بی حیائی دیگر وبی شرمی مدل ندارد .با پروئی در چشم جهانیان نگاه می کند ودروغ می گوید وهمه را متهم می کند حتی نماینده ویزه حقوق بشر اقای احمد شهید .اگر می خواهی از رزیم دفاع کنی این حق توست ولی خودت را قایم نکن .هر کس حق دارد از هر کسی که می خواهد دفاع بکند واین تکلیف مردم را معین می کند .در ضمن از اقای بهمن قبادی حرف زدی مثل اینکه خبر نداری الان کجاست .لابد می خواهی بگوئی که الان بیرون امده .خوب باید بدانی وقتی اقای صیاد به بیرون امدند اقای قبادی هنوز بچه ای بیش نبود وباید رشد می کرد ورشد هم کرد اما وقتی که رشد کرد وتبدیل به یک کار گردان بزرگ شد دیگر نتوانست در کشور خونش کار کند و مجبور به ترک کشور شد .در ضمن برای اینکه زیاد این ماجرا ادمه ندهیم بهتر است بزاریم سر بسته باقی بماند خیلی از این هنرمندان با رزیم همکاری می کردند ولا این رزیم نمی توانست دوام بیاورد نکند فکر کردی وقتی دسته دسته بچه های مردم را به جوخه اعدام می سپردند کسانی که داشتند رادیو تلویزیون اسلامی را می گرداندند به این کشتار ها اعتقاد نداشتند .اقای سایه نمی توانی سرت زیر برف کنی وخودت را به نادانی بزنی .مردم هر کشور می تواند اراده کند وراه خود را انتخاب کند مردم ایران می توانستند رزیم اسلامی را بایکوت کنند ودر جنایاتش شرکت نکنند واو را به زانو در اورند ولی همیشه عده ای هستند که با بهانه های متفاوت با دیکتاتور همکاری می کند واسمش را هنر ویا هر چیزی که خود می دانند بگذارند .همین تفاوت ملت های اروپائی با ما ایرانیان است انها می دانند که چگونه دیکتاتور را بایکوت کنند وهر گز تن به دیکتاتور نمی دهند چرا یاد گرفته اند ازاده باشند وبه خود اتکا داشته باشند ولی ما همیشه منتظر هستیم که به ما فرصت بدهند حال چگونه این فرصت بدست امده برایمان مهم نیست .به فیلم قلاده های طلا نگاه کن وخودت قضاوت کن چه کسانی در حال اجرای نقش هستند در حالی که دیگر همکارانشان در ممنوعیت به سر می برند .اقای سایه اول انقلاب هم همین ماجرا بود عده ای تلاش کردند که جای دوستان خویش را بگیرند البته نه با هنر بلکه با استفاده از رانت خواری
avatar
امیر سایه 31/03/2012 04:44:31
آقای محمد رضا چند نکته:
1) نوشته را سطحی خوانده اید و یه متن نوشته ها توجه ای نکرده اید.
2) بنده ننوشته ام که آقای صیاد, به خود تبعید رفته اند. در جمله آمده, که هنرمندان یا به خودتبعید و یا به تبعید اجباری رفته اند.
3) در رابطه با آقای داود رشیدی, مراجعه کنید به مقاله بنده در ارتباط با مراسم سقوط هنری یک هنرمند باارزش سینما
, در همین سایت
4) برخلاف شما, بنده سیاه و سفید, به قضایا توجه نمیکنم. بین این دورنگ , رنگهای دیگری نیز وجود دارد.
5) در نوشته های بنده, کلمه ای در دفاع از رژیم جهل وجور آخوندی وجود ندارد.
مجموعه نتایج: 9 | نمایش: 1 - 9

نظر خود را بنویسید

  • Bold
  • Italic
  • Underline
  • Quote

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha

ارزیابی این خبر

3.38
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
ارسال به Post on Facebook Twitter Balatarin