صفحه اصلی | سیاسی | در و تخته

در و تخته

توسط
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
در و تخته

عرض زیادی ندارم. مصدع اوقات هم نمی شوم. بدن ها همه  گرم است و سرود فتح و پیروزی در گوش ها طنین انداز. مبارک است  ان شاءالله. هر روزمان بهمن، آن هم 25 بهمن. آفرین بر جوانان و پیران. آفرین  بر شجاعان و دلیران. شاید سخن گفتن در مورد نجاری و در و تخته کمی  بی موقع باشد ولی جلوی این زبان بدمصب  را نمی توان گرفت. آن هم وقتی آدم می بیند که در و تخته با هم جور هستند. به قول شاه‌بابا همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید که می آید. از جمله چیزهایی که خیلی به هم می آید، یکی هم حکومت و اپوزیسیون ماست. مثلا شما فکر کنید که ما ادارات مان اینی باشد که امروز هست اما رفتار ترافیکی مان مثل آلمانی ها باشد. مگر می شود؟ اصلا مسخره می شود! ولی رفتار ترافیکیِ فعلیِ ما، متناسب با رفتار اداری ماست. لابد دیده اید خانم هایی را که با ریخت و قیافه و هیکل شرقی (؟!) موی سرشان را بور می کنند. از شش فرسخی آدم متوجه می شود که در و تخته با هم جور نیست. ولی وقتی در و تخته جور شد، هماهنگی و هارمونی به وجود می آید. شما این گفت و گو را گوش کنید:

لذت بردید؟ کیف کردید؟ ملاحظه فرمودید آقای رامین که تا چندی پیش معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد بود چقدر قشنگ و زیبا از عبارت "شما غلط می کنید" استفاده می کند؟ آن مجری هم که جا می خورَد، بیخود جا می خورَد چرا که تمام عمرش این عبارت را شنیده ولی چون پشت میکروفون است فکر می کند باید آدمی مثل رامین بعضی چیزها را رعایت کند که نمی کند. خب. حالا این برگِ زرّین، از فیس‌بوک‌نوشتِ یکی از تئوریسین های جنبش سبز را مطالعه کنید (و فراموش نکنید که قرار است ما حکومت را از دست امثالِ رامین ها بگیریم بدهیم به دست این ها):

چقدر قشنگ به آقای نوری علا و مسئولان سایت خودنویس و نیک آهنگ کوثر نوشته که "شما غلط می کنید". چقدر قشنگ نوشته "لطفا از این پس از اظهار نظر و پیش بینی سیاسی خودداری نمایید". آدم وقتی این جملات را می خواند مثل این است که از خارج به ایران آمده و بوی دود بنزین و گند و کثافت در هوای تهران استنشاق می کند. یک حال خوبی به آدم دست می دهد. واقعا آقای دکتر اسماعیل نوری علا که سی سال است با کلمات روشن و واضح گفته و نوشته که "این حکومت ظالم باید برود" غلط می کند. می دانید چرا؟ برای این که تازه‌ازراه‌رسیدگانی که خودشان بنیان این حکومت را گذاشته اند تازه تازه یادشان افتاده که اِ! این ها آدم می کشتند! اِ! این ها شکنجه می کردند! اِ! این ها پدر فرهنگ مملکت را در می آوردند!... این ها هم که یادشان افتاده نه به خاطر حُبِّ مردم، بل که به خاطر جمع شدن کاسه کوزه و تی پا خوردن از صاحبان قدرت بوده. 

خیلی ببخشید. خیلی معذرت می خواهم. زیادی توضیح دادم. الان وقت جشن و سرور و تجزیه  و تحلیلِ راهپیماییِ اعتراضیِ دیروز است و اصلا وقت این جور غر زدن ها نیست. فقط می خواستم بگویم که در و تخته ی حکومت و اپوزیسیونِ سبز ما با هم جورِ جور است و فردا که وزارت ارشاد دست دوستان سبز ما افتاد، باز هم کلمه ی "غلط کردی" را خواهیم شنید و زیاد احساس غریبی نخواهیم کرد. به قول یکی از کامنت گذارانِ مطلبِ ایشان، بهتر بود به جای غلط کردی، .ُ.. خوردی می نوشتی. این طور هم البته بد نیست و به نظرم طبیعی تر است! 

ارسال به Post on Facebook Twitter Balatarin

Subscribe to comments feed نظرات (21 نوشته شد)

avatar
سینا 16/02/2011 01:48:34
تذکر به جائی بود.
ولی اینکه اپوزیسیون خارج از کشور را وارث اصلی حکومت قلمداد کردن کم لطفی است. هر چند که اینها اینگونه فکر میکنند ولی مردم ما طی ۳۲ سال دریافتند که به سیاسیون سکولار نصفه نیمه ، نمیتواند اعتماد کنند ، حالا چه از نوع دینی، یا پادشاهی.
مردم عزیز ما خیلی هوشیار هستند خوشبختانه.
سینا
avatar
هادی رحمانی 16/02/2011 02:04:51
با سلام، یکی از دوستان مقیم ژاپن که نزد یک تاجر افغانی کار میکرد، تعریف میکرد که هر گاه کاری را اشتباه انجام میداد ایشان میگفت شما غلط کردی! منظورالبته این بود که اشتباه کرده ای. حال شاید آقای نبوی به لهجه دری سخن گفته اند!
avatar
دوست فرضی 16/02/2011 02:28:46
ضمن اینکه بکار بردن کلمه غلط کردن را مناسب نمیدانم، باید بگویم سن زیاد داشتن و یا تازه وارد بودن نویسنده صحت و سقم نظریه ها را تعیین نمیکند. در مورد سی سال مبارزات خستگی ناپذیر جناب صالح علا همین بس که از نظریاتشان تا به حال یک نمونه هم محقق نشده. گویا در سیاره دیگری زندگی میکنند و از داخل ایران کاملا بی اطلاع هستند.
شما در نوشته خود نبوی را مسبب انقلاب و مسول کشتارها هم معرفی میفرمودید دیگر هفت خاج را رفته بودیم. شاید اگر میشد میفرمودید طرف بازجو بوده و یا اصلا همین حسین شریعتمداری خودمان است تغییر قیافه داده.
در ضمن شما از بکار بردن آن واژه منحوس غلط کردن در مورد بقیه مخاطبان نامه نبوی گلایه نفرمودید. آیا با نبوی هم عقیده اید که آنها غلط میکنند و فقط صالح علا و کوثر غلط نمیکنند؟
جدا که مشکل امروز ما همین نوشته ۴ خطی نبوی است و به هیچ چیز دیگر نباید پرداخت الا تنبیه نبوی. دست مریزاد.
با درود
دوست فرضی.
avatar
احمد لوشه 16/02/2011 03:27:06
جناب ف. م. سخن!
با سلام
تعجب می کنم شما که خود از طنزنویسان قدر هستید چه طور "غلط کردی" در یک نوشته طنز و یک برنامه رسمی و جدی رادیویی را یکی می دانید؟
avatar
مسار 16/02/2011 04:22:06
ف. م. سخن عزیز
بارها با خود عهد بسته بودم که دیگر یاداشت‌ها و پارنوشته‌های‌ات را نخوانم. اما نشد و نشد. چرایی‌اش را نمی‌گویم تا کلام آغشته به تملق - از کسی که نه می شناسم‌اش و نه می‌شناست‌ام- نشده باشد.
یک بار دیگر ناپرهیزی کردم، خبط کردم و رفتم سروقت یکی از نوشته‌هات. حالا هم باید بگردم تا مسکنی، مخمری، مسکری، دعایی، روانگردانی، آرام دهنده‌ای، چیزی، شاید این روان به درد آلوده را تسکینی بدم.
برادر، داداش، اخوی، مومن، رفیق! (اینها را به خاطر مخاطبان‌تان گفتم که بر اساس نظرات‌شان به نظر می رسد که از همه تیپ فکری و اجتماعی و سیاسی باشند)
من به عنوان یکی از آحاد ملت، جوانی که از همان بدو زاده شدن، بخت و زندگی‌اش سرراست با نظام اسلامی نگون شد که به قول شاعر کرمانشاهی، گوییا یکسره به دام افتادیم، با تمام جسم و جان و فکر و روحم، دیدم، فهمیدم، چشیدیم و در تک تک اعضاء‌یم حس کردم که مجموعه‌ای که زیر عنوان‌ها و پوشش‌های اسلامی و ایرانی، ملی و غیره که آبشخور فکری و عقیدتی شان از یک نظام استبدادی و استعبادی سرچشمه می گیرند، خواه اسلامی، خواه شاه اللهی، خواه سبزاللهی و سرخ اللهی و سایراللهی‌هایی که در راه اند، هیچ فرق اساسی در بنیان فکری، عالم اندیشگی‌ و چشم انداز کلی‌شان ندارند، و اگر هم در آغاز داشته باشند، نه تنها در پایان بلکه به زودی سر منزل همه‌شان یکی‌ست. تنها تفاوت آنها در روش ها و حوزه‌هاست. گاهی روش ها تند و گاهی آرام، گاهی همه گیر، گاهی عده‌گیر. عنوان ها به راحتی می توانند خاصیت جای‌گزینی را اعمال کنند و حوزه عمل را تنگ یا گشاد و حتا جابجا کنند. عمل در یک چیز خلاصه می شود، آن هم "اکسیون" سواری کردن است. به عبارت فخیمانه‌تر و محترمانه‌تر سالاری کردن است، گاهی زیر عنوان وطن خواهی، گاهی سلطنت خواهی (طلبی)، گاهی امام سار (پیرو امامی)، گاهی فقیه سالار(ولایت مدار) و گاهی هم مردم سالار (اصلاح‌طلب). آنان که باید سواری بدهند همچنان بر جای خود باقی اند اما نوبت‌شان پس و پیش می شود. التبه لازم با یادآوری است که بنده شانس آورده ام که تا این لحظه هنوز به عنوان خلق زحمتکش هنوز سواری نداده ام.
حالا شما دوست ناشناس مدام بیا و با مقیایسه کردن‌ها و برابر نهادن‌های پی در پی از رفتار و گفتار و روشهای این مردم سواران، دل ما خونتر و خونتر کن.
با این همه دست میریزاد، به راستی بهتر از این نمی شه واقعیت دردناکِ نهفته در پس این سیاهبازی‌هایِ سیاسی ِ سیستم‌های فکری و عقیدتی همسان اما ناهمخوان را رو کرد. هر چند دل ما از دست شده کاسه خون، اما با نوشته هات به کنارمون بمون، به امید روزی که قیمت سواری کردن بالا بره، تا حدی که هر کسی به خودش اجازه نده بسیاری را رکاب کنه و بسیاری دیگر را مرکب.
د. س. ف. م. سخن (دوستدار سخن ِ ف. م. سخن)
avatar
16/02/2011 04:27:13
بابا این م ف سخن خود ابراهیم نبوی است. عجب کلکیه!
avatar
ناشناس 16/02/2011 05:01:18
يه انسانِ مثلِ ابراهيم نبوي از جنس خود آقايونه. ايشون نشستن تو بلزيک و فرانسه حالشو بردن و اينجا جووناي مملکت رو فرستادن جلويِ باتوم و تفنگ و شيشه نوشابه. رذلي که نتونست زندونِ آخوندا رو تاب بياره و با يه غلط کردم اومد بيرون و فلنگ رو بست و رفت تو مهد آزادي دنيا، مياد مي نويسه که اين و اون غلط کردن. 30سال پيش يه غلطي کردن که الا دارم کثافت کارياي خودشون رو با هتاکي به آدمايِ مختلف لاپوشوني مي کنن.
آقاي ابراهيم نبوي: خودتي برادر، غلط کاري رو تو کردي برادر
avatar
علیرضا 16/02/2011 06:09:39
با دورود بر م.ف. سخن.بین همه جرجیس های ریز و درشت اسلامی شما گیر دادی به این مادر مرده رامین که به غلط کردی اکتفا کرده و دیگر هیچ اما اخوند پناهیان که خدا از شر او ما را در پناه خودش نگه بدارد یک پله بالاتر از روی منبر گفت ولی فقیه را قبول ندارید حکم تان اعدام است شورای نگهبان را قبول ندارید حکم تان اعدام است میخواهید با مدرک وسند ثابت کنید در انتخابات تقلب شده حکم تان اعدام است.این یعنی یک پله از غلط کردی وشکر خوردی بالاتر .از سابقه شما خبر ندارم ولیکن جناب ایت الله سکولاریزم نوری علا سابقه قبل از انقلاب دارد وبا چله نشینی مدام و ذکر مدام ای محمد رضا تو غلط میکنی میخواهی ما را از دروازه تمدن رد کنی باعث وبانی شد اسلام پیروز شود ودکان ایشان پر رونق .چندی قبل در مقاله خودشان اورده بودند که اگر روزی روزگاری زبانم لال هفت قران در میان جمهوری اسلامی جایش را به یک جمهوری سکولار داد ایشان در مقام یک مظلوم همیشه در صحنه از جناب دادستان دادگاه خلقی خواهند خواست که به تک تک گناهان صغیره و کبیره عمله واکره جمهوری اسلامی رسیدگی شود ولی نگفت چه مجازاتی برایشان طلب میکند .به یک غلط کردم به شکر خوردم رضایت میدهد یا تقاضای چند نوبت اعدام روی پشت بام مدرسه علوی دل ایشان را خنک میکند دل نازک شما را چی خنک میکند . منتظر جواب شما هستم .
avatar
Rasha 16/02/2011 16:28:31
این پاراگراف را چند بار خواندم و هیچی حالیم نشد! یا من بیسوادم یا این نوشته مشکل داره...
avatar
عبداله 16/02/2011 08:07:55
م ف حان سلام من نظر نویس حرفه ای نیستم
اولا همین خودت نبودی سری قبلی چیزی نوشتی که انگار موسوی و کروبی بد کرده اند فراخوان راهپیمایی داده اند
سوما قبول کن که خیلیها دلشان میخواسته که جنبش سبز مرده باشد از حکومت گرفته تا خارج نشینان غزیز
چرا ؟ بخاطر مثل ( دیگی که برای من نجوشد بگزار کله سگ در آن بجوشد)

اما دوما ( خودم سانسورش کردم)
avatar
هادی رحمانی 16/02/2011 11:56:36
به نظر من گذاشتن نام نیک آهنگ و آقای نوری علادر کنار نام جنایتکاران به مراتب سخیف تر است از بکار بردن الفاظ کوچه بازاری در یک نوشته سیاسی. مبتکر این واژه در ادبیات سیاسی ما هم کسی نیست جز امام راحل. شاید آقای نبوی به ایشان تمسک جسته اند !
avatar
16/02/2011 12:16:15
"آدم وقتی این جملات را می خواند مثل این است که از خارج به ایران آمده و بوی دود بنزین و گند و کثافت در هوای تهران استنشاق می کند."

به اون دود و بوی بنزین، احساسات زیاد و بدون تعقل، ریا کاری و دو رویی را هم اضافه کن که از شاخص های دنیای واقعی و مجازی ایران امروزه ولی کسی جرات گفتنش را نداره.
avatar
Rasha 16/02/2011 16:47:10
ابراهیم نبوی که دیگران را از افراط منع میکرد، افراطی شده. بین دشمنان و مخالفای سیاسیش فرق نمیذاره. ابراهیم نبوی دیگر طنز نویس نیست طرفدار یک جبهه ی سیاسی است. این البته حق اوست...
avatar
بهروز 16/02/2011 17:42:07
ف. م .سخن عزیز
به نکته درستی اشاره میکنید. از این که آقای رامین همچون دوستان خود از جمله احمدی نژاد و حسین شریعتمداری و احمد خاتمی چنین ادبیاتی را استفاده کنند تعجب نمیکنیم. از آنها انتظار بیشتری نیست.
اما متاسفانه ابراهیم نبوی به نظر میرسد از روی دشمنی شخصی با نوری علا و همسر ایشان شکوه میرزادگی، نام وی را در این لیست گنجانده است. قضیه به یکی دو سال پیش بر میگردد که نوری علا عکسی را چاپ کرد که در ان جوانی در کنار لاجوردی معروف نشسته بود و نوری علا مدعی بود که وی ابراهیم نبوی است. نبوی انکار کرد اما نوری علا هیچ گاه تکذیب نکرد.
حال این دشمنی شخصی به فیسبوک کشیده شده و اینترنت. اما این کج روی شخصی با جنبش سبز ارتباطی ندارد. متاسفانه بخشی از فرهنگ ما است.
مگر بخشی از سلطنت طلبان به مخالفان خود روزانه دشنام نمیدهند؟ مگر بخشی از چپها و کمونیست های وطنی، هر روزه دیگران را مزدور نمیدانند؟ حتا رفقای سابق خود را؟
این ان فرهنگی است که باید با ان مخالف بود. به رنگ سبز، سرخ و یا سبز، سرخ و سفید بستگی ندارد. این رنگ سیاه است که در همه ما نهفته است. این رنگ سیاه را شما حتی در نوشتار‌های نوری اعلا می‌بینید. وی که سبز نیست. آینده نگر است و من نمیدانم رنگ آینده نگران چیست.
ابراهیم نبوی یک فرد است. شما به درستی به این کج رفتاری وی اشاره میکنید.از این کج رفتاری ها قبلا هم در مطلب ایشان دیده ایم.
با کج رفتاری باید از همان ابتدا برخورد شود.من نه طرفدار آقای نوری اعلا هستم و نه با نوشته های ایشان موافقم. نوشته‌های نبوی و نظرات وی را را بیشتر می‌پسندم. اما آقای نبوی یک معزرت خواهی به نوری اعلا بدهکار است. و همچنین به ما خواندگان مطالب ایشان ( منظورم خود نبوی است). البته ایشان این مطلب را ظاهرا به جز فسبوک خود در جایی چاپ نکردند. شاید ادعا کند که مطلب خصوصی است، ااما امروزه مطلب خصوصی در اینترنت نداریم. اگر امروز اجازه دهیم به مخالفان فکری خود این چنین برخورد کنیم فردا برخورد خشن تری خواهیم داشت.
آقای نبوی، این جسارت را داشته باش که پوزش بخواهی. این تو را کوچک نمیکند.
avatar
مهدی 16/02/2011 22:13:20
واقعن باید متاسف شد از اینکه سایت های اجتماعی ما به سرعت وبدون دلیلی بایسته ومتین به چاه ابتذال فرو می روند و در عوام بارگی غالبن نویسندگانی روشنفکر نما و تاریک درون شریک قافله ای می شوند که معمولن به زودی از یاد می روند و فقظ از آنها مشتی خطوط کج ومعوج بی پشتوانۀ معنا می ماند. قاطعانه میشود گفت که ف- م سخن نیز یکی ازهمین به ناچار در تله افتادگان در دام جار وجنجال به سبک نشریات موسوم به ( شو بیز) دنیای بی در وپیکر رسانه ایست.
می شود چنین نیز هم گفت : که صفحۀ گویای من می توانست عمیق شود و چیزی بر شعور جمع بیافزاید اما روشی را بر خود مسلط کرد که بسیار زود ره به بی کجایی برد. دریغ از مقاله و نوشته ایی که در این صفحه از دردی واقعن موجود حکایتی لایق اندیشیدن .
مهدی
avatar
آیدین 16/02/2011 23:16:04
نکته خیلی مهمی که از قلم افتاده، اینه که این مطلب به عنوان یک مطلب طنز از طرف آقای نبوی منتشر شده و به همین دلیل قواعد یک نوشته سیاسی در اون اعمال نمیشه!
مثل این میمونه که کاریکاتور های طنز رو به خاطر محتویاتشون مورد نقد قرار داد!
avatar
شاهین 17/02/2011 00:16:18
من فکر می کنم که حق با مهدی ست. و گویای من می توانست با مردمی بودن و در دسترس بودن راه ابتزال نپیماید. حالا هم می شود آنرا به سمت و سوی غیر فاست فودی برد. متاسفانه روحانیتی که خودش را مولد و مولود اخلاق می دانست چنان دماری از اخلاق و ادبیات ایران درآورد که از حیثیت و شرف و آزادی و حتا آن چیزی که خودش ناموس می نامید. اما در این بدبختی یک خوشبختی نهفته است و آن اینکه اخلاق الهی و ربانی و ملکوتی و ادبیات آن چنان فروریخته که امروز باعث بانی آن سیدی بنام خامنه ای ست و سیدی دیگر بنام احمد خاتمی و طائب است و گلپایگانی و نقدی و رادان. و اینها البته اگر هم دردناک هستند ولی آبستن جامعه ای نسز هستند که از میان دل این اشکم ِ کانون فساد زایید خواهد شد. بیخود نیست که از روزی که این حکومت صالحان و فرزندان محمد ابن عبدالله و علی ابن ابی طالب که هر دوانشان از خونریزترینهای تاریخ بشریتند یعنی از صدر اسلام تا کنون و خصوصا در این سی و دو سال هر چه کشته اند یا متفکر بوده است یا هنرمند و شاعر و نویسند و روزنامه نگار و...از کسروی گرفته تا احمد تفضلی و زالزاده و مختاری و فروهرها و پوینده ها و و... بیایید تا همین دیروز محمد مختاری و صانع ژاله شما در میان این کشته شدن تقصیری غیر از فرهنگ و هنر و ادب و دانش ندارید. این نشان می دهد که این اسلام عزیز تنها هماوردی که در جهان دارد دارندگان همین کیفیتهایند. و کشتن با هدف مشخص و با دوربین اینها نیز حکایت از این دارد که اعلام جنگ اسلام بر قدرت نیز با فرهنگان و هنرمندانند. و بیخود نیست که در تمامی روحانیت یک تعهد نانوشته و در سکوت موجود است که باید تمامی ایرانیان را کشت تا حکومت الله گزندی نبیند. در این راستا اگر روحانی ای پا از حریم مقدس روحانیت بیرون گذاشت و بر علیه اینهمه ظلم عریان بر شورید حتا یکنفرشان برای او سینه چاک نمی کنند. چنانکه می بینید چگونه کروبی و این دو تا روحانی دیگری که با خوف و رجا چیزی می گویند بی پناه مانده اند و هملباسانشان هیچ نمی گویند. ولی شما بدانید که وقتی ورق برگردد همگی همچون دوستداران شیرینی بسوی سشینی جدید خواهند آمد. اما چنین به نظر می رسد که مردم بنیان این روحانیت را نشانه رفته است. و این همان فرزندی ست که زاییده خواهد شد.
avatar
اسب تروا 17/02/2011 03:21:40
این مطلب کجاش طنز بوده؟ یعنی نبوی هر چی بگه - حتی اگر جدی بگه -طنز حساب میشه. پس چرا اون موقع که ایده اسب تروا میداد کسی نمی گفت طنزه؟! همین مونده که از امثال نبوی بت بسازیم.

بابا بسه دیگه همه جا از یورو نیوز بگیر تا بی بی فارسی بالاترین روزآنلاین و ... همه شده پاتوق اصلاح طلبان. کافی نیست که می خواهید اینجا رو هم تصرف کنید.مردمی بودن یعنی اصلاح طلبی ؟؟
avatar
17/02/2011 04:49:31
این یک نظری بود در سایت روز که اکثر مطالب ان مربوط به تفکرات شبهه اصلاح طلبی است. . تحمل حرف یکدیگر را داشته باشیم هر چندبه مذاقمان خوش نیاید. کی گفت حکومت را بایداد دست اینها. حکومت را به دست گروهی دادن از چاله به چاه افتادن است.
avatar
بابك 17/02/2011 08:18:32
البته ف م سخن هم نبايد خودش را ماوراي اين در و تخته ها جا بزند.
توي اين مستراح شيشه اي همه شاهد شيرين كاري هاي يكديگر هستيم. حالا اگر چيزي نمي گيم، معنيش اين نيست كه ألزايمر داريم.
متعصبانه به جنگ تعصب ميريم، يكي اين وسط ناك اوت ميشه، اما تعصب باقي مي ماند... 
avatar
بابک 17/02/2011 17:51:36
سخن جان، حضرت ابرام خان نبوی این همه اسم رفقای دیروزش رو ردیف کرده تا اون سه چهار نفر رو هم بیاره. شما می فرمایید چرا؟
مجموعه نتایج: 20 | نمایش: 1 - 20

نظر خود را بنویسید

  • Bold
  • Italic
  • Underline
  • Quote

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha

ارزیابی این خبر

3.00
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده
ارسال به Post on Facebook Twitter Balatarin