آیا سعید امامی فوت شده است؟
سعید امامی یک موجود فضایی نبود. او در همین ایران ما به دنیا آمد، در همین ایران ما بزرگ شد، و در همین ایران ما مُرد. خدایش نیامرزد. او انسانی بود که آرام آرام، تبدیل به جانور شد؛ جانوری درّنده که ابایی از ریختن خون مخالفان خود نداشت.
آیا سعید امامی فوت شده است؟ آیا داروی نظافت کار خود را کرده و جهان از لوث وجود او پاک شده است؟ به گمان من نه! سعید امامی هم چنان زنده است. روح شیطانی او در بسیاری از آدم ها حلول کرده است. لابد فکر می کنید که چنین آدم هایی دور و بر شما نیستند اما اگر کمی دقت کنید سعید امامی های بالقوه ی زیادی را پیرامون خود می بینید. کسانی که اگر زمینه برای شان مهیا شود، تبدیل به سعید امامی های بالفعل خواهند شد.
در عالم اینترنت، دیدن سعید امامی های بالقوه آسان است. تعداد نه چندان کمی از آن ها را می توان در شبکه های اجتماعی مشاهده کرد. سعید امامی های اینترنتی فقط در صدد حذف اند؛ در صدد از میان برداشتن؛ در صدد خُرد کردن و نابود کردن. آن ها به حرف طرف مقابل توجهی ندارند. برای آن ها مخالف یعنی کسی که باید از بین برود. برای سعید امامی های اینترنتی نظر مخالف ابداً مهم نیست. آن ها اصلاً گوش نمی کنند. اگر برای آن ها دلیل بیاوری خود را خسته کرده ای. سعید امامی های اینترنتی فحاش اند؛ بد دهن اند؛ هتاک اند. اگر موقعیت پیدا کنند، زشت ترین و رکیک ترین الفاظ را به کار می برند.
نمونه می خواهید؟ به سایت بالاترین مراجعه کنید. در همین دو روز گذشته، ترور و مُثْله کردن دو نفر در دستور کار قرار گرفته است. نیک آهنگ کوثر و مسیح علی نژاد. سعید امامی های اینترنتی آن ها را می زنند و می کوبند و اگر دست شان برسد حذف می کنند. آن ها از آن چه نیک آهنگ می کشد و مسیح می نویسد متنفرند. توانایی مقابله قلمی با آن ها ندارند، می خواهند نیست و نابودشان کنند. برای آن ها پرونده می سازند. آن ها را افشا می کنند. مثل سعید امامی در اثنای بازجویی به آن ها فحش می دهند. آن ها را مسخره می کنند. آن ها را تحقیر می کنند. مثل سعید امامی از آن ها می خواهند که توبه کنند. از اختلاف نظر میان این دو نفر سوءاستفاده می کنند تا آن ها را به جان هم بیندازند و خود از نظاره ی این به جان هم افتادن لذت ببرند.
سعید امامی فوت نشده است. او زنده است. او همین نزدیکی ست. بد نیست به خودمان و رفتارمان هم نگاه کنیم. وقتی قلم به دست می گیریم و جماعتی را تحریک می کنیم تا به جان هنرپیشه ای جوان بیفتند؛ وقتی قلم به دست می گیریم و در ذهن مان سیبل ی می سازیم برای زدن؛ هدفی می سازیم برای نابود کردن و از میان برداشتن. بدتر از آن وقتی خطای ما آشکار می شود، وقتی دلیل ما برای نابود کردن طرف مقابل پوچ و باطل از آب در می آید، بر خطای خود هم چنان اصرار می ورزیم و عذرخواهی را کسر شأن می دانیم. مثل بازجویی که کلمه ی "پایلوت" را خلبان ترجمه می کند و یک جامعه شناس را به خاطر این کلمه زیر مشت و لگد می گیرد که جریان این خلبان از چه قرار است، و وقتی به او توضیح داده می شود که این کلمه در این متن به معنی خلبان نیست ویک نوع روش تحقیق تجربی ست، نه تنها شرمنده نمی شود بلکه همچنان بر خطای خود اصرار می ورزد که بگو ببینم جریان این خلبان چیست؟!
سعید امامی یک موجود فضایی نبود. کسی بود مثل خود ما. خطر سعید امامی شدن همیشه وجود دارد. مراقب خودمان باشیم!



لااقل باید انصاف داشت و در دو کفۀ ترازوی سنجش دو هم ارز با یکدیگر را به مقایسه نهاد.
نیک اهنگ کوثر و مسیح علی نژاد و دیگرانی چونان اینان همچنان که می دانید ومی دانیم چنان بر قلم مسلطند که اگر نتوانند از قلم خود به شجاعت وصراحت و درایت وصداقت استفادۀ بهینه کنند پس بادا که باد ببردشان.
حکایت آن خانم هنرپیشه اما مطلب دیگری ست که در این مقال ها نمی گنجد با احترام.
http://www.fararu.com/vdccx0qe.2bqx18laa2.html
خانم معصومه علی نژاد مثل یک نوجوان بی تجربه به سمبل آزادی و مظلومیت یک ملت توهین کردند. و وقتی مردم ایشان را ملامت می کنند شما آنها را "سعید امامی" می خوانید؟!! آیا ما حق اعتراض را نداریم چون اصلاح طلب حکومتی نیستیم؟؟!!
انگی که شما به ایرانیان می زنید زیبنده وجود اصلاح طلبتان است. اگر ما حق نداریم که یک عضوی از جنبش سبز را به خاطر اشتباهش ملامت کنیم پس شعار دموکراسی برای چه می دهیم. من یا توهین مخالفم ولی با حق طلبی موافقم. من حقم آزادی بیان من است. آیا می دانید چرا خانم معصومه علی نژاد از دست ماکان نامزد ندا عصبانی است؟؟!! برای این که ماکان به اسراییل سفر کرده. این است که اربابان معصومه خانم مثل آقای کدیور بسیار عصبانی شده اند جون این مساله با طبیعت فاشیستی اسلام دموکراسی خواه متضاد بوده است. ما هنوز اگر فردایمان دست شما اصلاح طلب ها بیفتد باز هم باید منتظر سعید امامی های واقعی که در زمان خاتمی حضور کردند باشیم.
جناب ف م سخن من جزو خودی ها نیستم من ایرانی آزاد می خواهم نه ایرانی نژاد پرست. تا دیروز کدیور و گنجی و علی نژاد و مهاجرانی همه سر در آخور ولایت داشتند حالا که نمی توانند بچاپند و پاسدارها بیرونشان کردند. هاشمی رفسنجانی مظلوم شده است.
مظلوم مردم ایرانند که 32 سال است بدبخت و فریب خورده این اسلام شماها هستند. استقلال آزادی جمهوری ایرانی.
سعید امامی دیگر فردی بود که تحت تاثیر شرایط محیطی وآمادگی های موجود در خود خود را دارای مرتبه بالاتری از دیگر بندگان خدا می دانسته وبه خود حق می داده برای آنان تعیین تکلیف کند .نظرات خود را از دین به دیده نص انگاشته وکسانی که در محدوده تفکر خود ویارانش نیابد بی حق از حقوق .
سعید امامی اگر کسی را کشت نه بر کینه شخصی ربلکه بر مبنای بینش ودیدگاه اشتباه وخود محورانه کشت .از نظر این دیدگاه هرکس با ما نیست بر ماست ومهدور الدم .
این چنین مرام و منشی نمرده بلکه با تلاش برخی شیفتگان قدرت تقویت شده است .کینه مقدس هم توسط بسیاری از صاحبان قدرت ومروجان ظاهری دین تقویت می گردد .
تن سعید امامی بر خاک رفته ولی کژراهه وی زنده است ودارای رهپویانی نه چندان کم............
This is exactly what the whole article is trying to prove. Most of us do not tolerate any disagreement and just because Nikahang or Masih are not writing exactly what we want them to write we allow ourselves to accuse them with any charges including being the"small Gears in the Islamic regim's propaganda machine".
بین نقد این دو و جنایاتی که اون دیگری کرد چه تشابهی دیدی که نقد رو با جنایت یکی دونستی مومن؟
با ابن حساب خود شما چرا دائما" این واون رو با زبان تیز به نقد میکشی ؟ یا شاید شما هم خودت رو از اون دسته فرض میکنی که ما باید چشم به دهان شون بدوزیم که حدود را برامون معین کنند.........
کم کم داره عادتمون میشه جای بقیه فکر کنیم و حرف بزنیم ....:(
نظر خود را بنویسید